حسنعلى خان افشار
84
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
روز يكشنبه نهم : روز تاسوعا [ شبيه ] عروسى قاسم ( ع ) را درآوردند « 1 » تا آنروز هم گذشت . شب عاشورا در سراپردهء نواب و الا سرباز و توپچى سينه مىزدند و روضهخوانها روضه مىخواندند . گريهء عظيمى آنشب به عمل آمد و بعد به وجود مبارك همايونى دعا كردند . آنشب گذشت . صبح . . . روز دوشنبه روز عاشورا : اهل شهر خرمآباد ، كه از شهر تا اردو يك فرسخ مىشد ، دستهبهدسته و جوقهبهجوقه ، محلهبهمحله با طبل و كتل سينهزنان به اردو ريخته معركه و شور عظيمى برپا شد . آنروز دو ساعت از روز گذشته بناى تعزيه شد . مجموع عالم گريه مىكرد و شهادت حضرت ( ع ) را تعزيه درآوردند كه زياد شور داشت . آن هم گذشت به نوعى كه در مردم ، از بس گريه كرده بودند ، طاقت نمانده بود . احوالات اردوى [ 11 پ ] شاهزاده به خاكپاى مبارك عرض مىشود : در اردو ، اولا عرض شود ، جمعيت از سرباز كمره و لرستان و سوار و توپچى بهقدر دو هزار و پانصد مىشد . دو عراده توپ داشتند : شش « پون » و سه « پون » ( 39 ) . شبها قراول دوره دارند و امورات اردو با جهانگير خان و ميرزا على خرمآبادى است . ارقام كه از نواب شاهزاده صادر مىشود ، جهانگيرخان و ميرزاعلى و دوسهنفر هم از منشى و مستوفى مهر مىكنند و ثبت مىشود « 2 » . شبها دو دفعه جهانگير خان و حسينقلىبك افشار ارومى اطراف اردو را مىگشت . نظامش خيلى خوب است و چادرى زده بودند ، محبوسين از اهالى لرستان در آن چادر محبوس بودند . اطرافش قراول گذاشته بودند . وقايع اردوى شاهزاده از قضا يك شب در دههء محرم مردم همه خوابيده بودند . نصف شب ديديم در اردو معركه شد . صداى بلند و غوغاى عظيمى برپا شد . سراسيمه بيدار شده ، تحقيق كرد ، معلوم شد كه از محبوسين هشت نفر زنجير را بريده بىخبر از قراولها گريختهاند و
--> ( 1 ) . در اصل : آوردند . ( 2 ) . در اصل : مىشد .